پاسخی به دوستم سارا در وبلگ نوشتار

 

انزوا  بعنوان نقطه ی آغازین رسیدن به رفتار و کنشی ویرانگر است و با خود نه تنها سوالات و پاسخ های ضد و نقیض را به همراه میآورد بلکه این امکان را بوجود میآورد که هر کسی با توجه به میزان شعور حضوری خود از پدیده ی پیشنهاد شده مفهومی را گرفته و از ان لذت ببرد.

مدرن ترین انسان ها دیوانگانی هستند که همیشه تنها می مانند و بر خلاف هنجارهای برآمده از میان دیدگاه ها ی پیشین رفتار می کنند.

دیوانگان مدرن تنها کسانی هستند که به درک قوه ی هستی و چرایی عملکرد سیستم های رایج  آراء خود را عرضه می کنند و در پی پذیرش و جلب رضایت همگان و خواص ِ ناآگاه نیستند.

اما از این انسان به ظاهر دیوانه و لایعقل نمی بایست هیچ انتظاری به نحوه عملکرد و حتی نقض آرائ قبلی خود را داشت چرا که هیچکدام از روش ها و توصیه های پیشنهادی همچون نوشتار مدرن بر پایه ی خاصی استوار نیست بلکه تنها و تنها بر پایه خویش استوار است . و تنها خود می تواند ابطال خویش را به اثبات برساند.

برای فهم دیوانگی تنها اشاره به این نکته لازم است که کلمات برای دیوانگان نه به آن مفهومی است که ما می اندیشیم ، ديوار و خدا هم به معناي چيز ديگري بايد باشد و برخورد يك ديوانه با پديده ي خاصي بسيار ساختارشكن و ويرانگر است و در اين جاست كه مفهوم گريز از معنا و گريز از يافته ها نمود پيدا مي كند و انسان مدرن اينگونه مي تواند در انديشه و در دنياي متن به بازيابي دنيايي جداي از اكنون خود دست يابد و به تجسم خود صورت معنايي ديگر بدهد.