با من به کوهپایه بیا
درخت های سیب کم کم اینجا شکوفه می زنند. اما اینهمه دود و شلوغی اصلا به آدم مجال دیدن اینهمه زیبایی را نمی دهد.
لای اینهمه دود و کلافگی چطور می شود به دوست و یارانت سال نو را تبریک گفت . آه چه تصویر مضحکی . همه می گویند الف جان الف جان عیدت مبارک و من می بینم که حلقه های دود چطور دارند می بلعدمان . مثل عده ای ماهی می مانیم که در آب های عفن داریم شنا می کنیم و کثافت از سر و رویمان بالا می روند و هی کرم می بلعیم . از این شهر این چند روز تعطیلی فرار می کنم . کوهپایه جای خوبی است . تو هم با من می آیی ؟ ای یار نازنین؟؟...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵ ساعت توسط الف.آذرلی
|